|
سبزترين بهار تقديم تو باد
آواي خوش بهار تقديم تو باد
گويند که لحظه اي است روييدن عشق
آن لحظه هزاربارتقديم تو باد
|
|
ای از عشق پاک من همیشه مست
من تو را آسان نیاوردم به دست بارها این کودک احساس من زیر باران های اشک من نشست من تو را آسان نیاوردم به دست در دل آتش نشستن کار آسانی نبود راه را بر اشک بستن کار آسانی نبود با غروری هم قد وبالای بام آسمان بارها در خود شکستن کار آسانی نبود بارها این دل به جرم عاشقی زیر سنگینی بار غم شکست من تو را آسان نیاوردم به دست در به دست آوردنت بردباری ها شده بیقراری ها شده شب زنده داری ها شده در به دست آوردنت پایداری ها شده باظلم وجور روزگار سازگاری ها شده ای از عشق پاک من همیشه مست من تورا آسان نیاوردم به دست بارها این کودک احساس من زیر باران های اشک من نشست
|
غروب عشقم را کنار ساحل غم نظاره کردم و جانم آتش گرفت اما.....
صفحه
اصلي
طراح قالب |





