|
|
|
سبزترين بهار تقديم تو باد
آواي خوش بهار تقديم تو باد
گويند که لحظه اي است روييدن عشق
آن لحظه هزاربارتقديم تو باد
|
|
ای از عشق پاک من همیشه مست
من تو را آسان نیاوردم به دست بارها این کودک احساس من زیر باران های اشک من نشست من تو را آسان نیاوردم به دست در دل آتش نشستن کار آسانی نبود راه را بر اشک بستن کار آسانی نبود با غروری هم قد وبالای بام آسمان بارها در خود شکستن کار آسانی نبود بارها این دل به جرم عاشقی زیر سنگینی بار غم شکست من تو را آسان نیاوردم به دست در به دست آوردنت بردباری ها شده بیقراری ها شده شب زنده داری ها شده در به دست آوردنت پایداری ها شده باظلم وجور روزگار سازگاری ها شده ای از عشق پاک من همیشه مست من تورا آسان نیاوردم به دست بارها این کودک احساس من زیر باران های اشک من نشست
|
|
وقتي چشمات ديگه اشكي براي ريختن نداشته با شه
وقتي ديگه قدرت فرياد زدنم نداشته باشي ..... وقتي ديگه هر چي دل تنگت خواسته باشه گفته باشي وقتي ديگه دفتر و قلم هم تنهات گذاشته با شن.. وقتي از درون تمام وجودت يخ بزنه .... وقتي چشم از دنيا ببندي وآرزوي مرگ كني... وقتي احساس مي كني ديگه هيچ كس تو رو درك نمي كنه وقتي احساس كني تنها ترين تنهاي دنيا هستي و وقتي باد شمع نيمه سوخته اتاقتو خاموش کرد . چشمهايت را ببند و با تمام وجود از خدا بخواه كه صدات كنه.
|
|
زندگی زیباست ای زیبا پسند / زنده اندیشان به زیبایی رسند آنقدر زیباست این بی بازگشت / کزبرایش می توان از جان گذشت .................................................................................... آری آغاز دوست داشتن است / گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشم/ که همین دوست داشتن زیباست .................................................................................... زندگی همچون گلی است که گاهی شکوفه است گاهی میوه وگاهی در میان برگهای زرد به پایان میرسد
|
|
|
|
کسی را دوست دارم که بدانم دوستم دارد اما تو را دوست دارم بی انکه بدانم دوستم داری ![]()
|
|
|
|
Alexis Bledel
برای بزرگ نمای روی عکس کلیک کنید
|
غروب عشقم را کنار ساحل غم نظاره کردم و جانم آتش گرفت اما.....
صفحه
اصلي
طراح قالب |






